نظر علي الطالقاني
71
كاشف الأسرار ( فارسى )
شمشير و مال و هكذا . و لكن خدا نيافريد او را مگر از براى خير . مثل آن كه تو شمشير به غلام دهى كه خود را و تو را حفظ كند و دشمن بكشد نه دوست را . اما كو آن قوت ايمان و معرفت و غلبه بر نفس و سلطنت كه در مقام عمل ملتفت باشد و از سرزنش خدا و رسول بترسد و عار و ننگ و سرزنش مردم را سهل شمارد ؟ بسيار مشكل است در حق غالبى ، از دو راه ، يكى قلت معرفت و ايمان ايشان و يكى عادت كردن و الفت ايشان به اجتناب از ننگ و عار دنيوى . و هر مرضى كه عادى شد تركش مشكل است سيّما آن كه مستحكم و ملكه شده باشد . نديدهاى تا كارى را نكردهاى استمرار نكردنش سهل است همين كه يك بار كردى قدرى مشكل شود و هكذا . مردم ، قليان و ترياكى كه در به دو امر منافر طبع است بعد از عادت نتوانند ترك نمود ، از موافق طبع سيّما چنين موافقى كه فطرى است چه پرسى ؟ و لذا مسلّم است كه الدّفع اهون من الرّفع . 209 علاوه بر اين آن كه ، تا ديدهاى ابناء جنس خود را چنين ديدهاى و ترك طريقه آباء و ابناء زمان هم مشكل است ، حال حال الناس عالم را خراب كرده . نديدهاى كه حضرت خاتم ( ص ) چندين امور نيك را كه در نظر مردم نيكو نبود ، چون سر تراشيدن ، كم كم به تدبير اظهار نمود و اگر در حق يك نفر از هزار هزار آسان باشد و مرد ميدان باشد و اين سنگ را از پيش ببرد ، او را هم عيب ديگرى است و آن اين است كه چشم از مدح و ثناء مردم پوشيدن و وجود او را با عدم يكسان دانستن به مراتب از مقام اول مشكلتر است . و قليل من عبادى الشّكور : 210 كم است بندگان شاكر من . و فى الديوان : ما اكثر النّاس لا بل ما اقلّهم * و اللّه يعلم انّى لم اقل فندا 211 چه بسيارند مردم ، نه ، چه بسيار كماند . خدا مىداند كه دروغ نگفتم كه گفتم كماند . و لذا ذكر شده آخر ما يخرج من قلوب الصّادقين حبّ الرّئاسة 212 : اگر حديث نباشد موافق عقل و نقل و تجربه همه هست . رجوع به قرآن مجيد كن در سورهء مائده يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرِينَ يُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ 213 : زود است بياورد خدا قومى را كه دوست دارد ايشان را و ايشان دوست دارند او را ، فروتنى كنند با مؤمنان و بلندى جويند با كافران ، جهاد مىكنند در راه خدا و نمىترسند از ملامت ملامتكننده ، اين است فضل خدا ، مىدهد او را به هر كه خواهد . آيه در شأن امير ( ع ) و اصحابش نازل شده . ببين اول اثبات كرد